|
پنجره دیدار
|
سلاااااااااااااااااااااام من اومدم!!!!!!!!!!!!!!!! اما این دفعه با یه خبر نالاحت کننده!!!!!!!!!! شاید دیگه اصلا اپ نکنم!!!!!!!!!!! دلم براتون خییییییییییییلی تنگ میشه!!!!!!!!!!!! خداحافظ!!!!!!
[ دوشنبه هفدهم مرداد 1390 ] [ 12:43 ] [ دیدار ]
قلبت کتیبه ای باستانی است، از هزاره ای دور. سنگ نبشته ای که حروفی ناخوانا را بر آن حکاکی کرده اند.الفبای قومی ناشناخته را شاید. و تو آن کوهی که نمی توانی واژه هایی را که بر سینه ات کنده اند، بخوانی. قرن ها پشت قرن می گذرد و غبارها روی غبار می نشیند و تو هنوز منتظری تا کسی بیاید و خاک روی این کتیبه را بروبد، کسی که رمز الفباهای منسوخ را بلد است. کسی که می تواند از شکل های درهم و برهم ، واژه ه کشف کند و از واژه های بی معنا ، منشور و فرمان و قانون به در بکشد.
[ پنجشنبه دوم تیر 1390 ] [ 10:6 ] [ دیدار ]
سلام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بالاخره بعداز مدت ها اومدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خوشحالید نه؟
دلم براتون خیییییلی تنگ شده بود!!!! ولی حالا که اومدم خییلی خوشحالم!!!!!
راستی بهم سر بزنیدا منتظرم ! فعلا خدافظ [ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 ] [ 20:59 ] [ دیدار ]
بهار می آید؛ تجدید خاطره ای دیگر از خویشاوندی طبیعت و انسان؛ با ردایی سبز برای حضور در جشن شکوفه ها. بهار می آید؛ با چشمه و کوه و دشت، با باغ و گلزار و پروانه ها، با بلبل و گل، با امید و آرزو . بهار می آید؛ سرشار از عطر سپیده، عطر طبیعت. بهار می آید؛ با آیینه ای در دست از حکمت و معرفت ، از آیات و برکات. بهار می آید؛ با قامتی خجسته و سبزپوش، با آواز قمریان بیدار و عاشق. بهار می آید؛ برای ستیز با سردی و سستی. بهار می آید؛ این راز برجسته طبیعت، این تحول بزرگ و این خاطره معطر خاک. بهار می آید؛ فصل حرکت و برکت، تحول و تغییر، دوستی و عاشقی. و بهار می آید؛ عطر کمال طبیعت، سرّ عیان شده عظمت خلقت، رمز شگفتی و شادی، سرّ زیبایی و بیداری.
[ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 ] [ 20:48 ] [ دیدار ]
الو سلام خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خود تا سبک شوم پناهگاه اين دل شکسته خانه ي شماست الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم دوباره زنگ مي زنم ، دوباره ، تا خدا خداست دوباره ... تا خدا خداست... منتظر نظراتون هستم!
منبع:وبلاگ رزا
[ دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 ] [ 22:6 ] [ دیدار ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |